لازم می دانم مطالب گذشته وبلاگ را دوباره یادآوری کنم:فروردین۹۱

 با طرح این مسئله در صددیم تا با طرف شدنشان نقاط ضعف کار را هرچه بیشتر کم کنیم وبه نقاط قوتش بیافزاییم.

در فوتبال دلیجان کمتر از 8سال است که این اتفاق رشد روز افزونی پیدا کرده است.ابتدای امر هدف هدف متعالی بود اما آرام آرام به دلیل دلسرد شدن بزرگترهای فوتبال و کم شدن باشگاههای پر سابقه آمدن مسئولین جدیدو...بازیکنان کمتری نسبت به گذشته به سمت فوتبال می آمدند و در نتیجه فوتبال دلیجان وارد دوره جدیدی از حیات خود شد که به یکباره همه ی تیمها پوست عوض کرده وجوان شدند.

این به خودی خود اتفاق بدی نبود اما آمدن این جوانان و تزریق آنها به ترکیب تیمها بود که در نحوه اش مشکل ساز می شد.به همین علت جوانی که تا دیروز یکی از آرزوهایش بود تا بتواند روی نیمکت تیمی مثل استقلال دلیجان بنشیند امروز بازیکن آس تیم شده بود و این دلیلی نداشت به جز همان موارد بالا و(قحط الرجال)

جوانی که بدون آموزه های اولیه فوتبالی و بدون طی کردن مراحل بازیکن سازی به یکبار خود را در ترکیب بهترین باشگاههای دلیجان میبیند میل به یادگیری در او خاموش می شود.جوان در فوتبال دلیجان خیلی زودتر از آنچه که فکرش را بکنی به قله های تفکر خود می رسد و همینجاست که باعث می شود کم کم خود را مالک تیم و حتی فوتبال بداند و وقتی به درستی طی طریق نکرده بالطبع از اهداف عالیه ورزش خبر ندارد و خیلی زود هر کنشی را واکنش می دهد.یکی از مهمترین دلایل زیاد شدن درگیریها در فوتبال دلیجان هم همین است.

جوان به دلیل استانه کم تحمل خودش بر نمی تابد که کسی برخلاف نظر او عمل کند و کافیست که در یک بازی داور بازیکن حریف و حتی مربی بر خلاف نظر او رای دهد اینجاست که مخالفت خودش را با زبان چشم رفتار گفتار و حتی در عمل نشان می دهد.

جوانی که یک شبه خود را در ترکیب اصلی تیم بزرگی همچون بهداری می بیند این تصور برایش بوجود می آید که شاید لیاقتش از این بالاتر است اینجاست که کافیست که در یکی دو بازی ستاره تیم شود و مربی هم به او ببالد این آن وقتی ست  که معتقدم باید فاتحه پیشرفت ان بازیکن را خواند.

پیشرفت یک بازیکن فوتبال به عوامل مختلفی بستگی دارد که یکی از اصلیترین هایش اینست که  مرحله به مرحله بالا برود.اما در فوتبال ما عموما دوسه مرحله را باهم طی می کنند.

اینها که گفته شد قسمتی از تبعات میدان دادن به جوانان در فوتبال دلیجان بود.