دعوا بر سر نوع گل بود زمان های قدیم نه صرفاًگل!

تیم خودش را می کشت تا یک تاکتیک را در سر تمرین متداوم تجربه کند تا در میدان نبرد بدون کم و کاست آن تاکتیک را به سر منزل مقصود برساند...

آن زمان بازی دفاعی یک عیب بود!یک نقیصه بود!اصلاًیه جورایی فحش بود!!!

فوتبال آن زمان دیدن داشت.یادم هست خیلی اوقات از وقت تفریحات و گردشهای خودمان میزدیم تا فقط ساعاتی فوتبال امثال سعید حسینیها و امیر جلالیها و جمال میکائیلیهاو سعید رجبی ها را نگاه کنیم.

اما امروز دلمان را خوش کردیم به ساقهای کسانیکه به جرأت نیمی از توانائیهای بازیکنان متوسط آن روزگار را هم ندارند.

بی انصافیست اگر من متهم بشوم به جانبداری از بزرگسالان و شاید پیشکسوتان فوتبال.(که البته اگر این هم باشد بد نیست!)اما اگر یک بار فقط یک بار مطالب این وب را بخوانید اذعان خواهید کرد که بنده از جدی ترین موافقان ظهور عصر جوان و حتی نوجوان گرایی در فوتبال دلیجان هستم.

اما بحث من سرکوب کردن جوانان نیست بلکه سر حرفم با مربیان زحمتکشی است که متأسفانه گاه(والبته بیشتر امسال!و شاید بتوان گفت امسال کلاً!)با چشم پوشی از هویت فوتبال که متبلور روح هیجان و زیبایی و پیام آور نشاط برای ذره ذره ارکان خودش(از قبیل مربی .بازیکن.داور .وحتی تماشاگر)است می آیند وبا نتیجه گرایی همه ی امید به تحقق رسیدن این آرمان که جوان با در اختیار داشتن سبد تجربه و آزموده شدن و در صورت تربیت صحیح می تواند بر قله افتخارات معنوی و مادی خودنمایی کندرا ناامید می کنند.

نگارنده از پتانسیل مربیان دلیجان آگاه است و بی پروا اعلام می کند اگر مربیان عزیزدست به دست هم دهند و سوای از نتایج فنی در تفکر پرورش هویت انسانی فوتبالیست خود باشند فوتبال دلیجان خیلی زود کما فی السابق دوباره بر بلندای فوتبال استان می ایستد و با جو به وجودآمده توسط برخی فوتبالیها چه بسا درآینده ای نه چندان دور بتوانیم در لیگهای معتبر کشوری حرفی برای گفتن داشته باشیم.

گل مطلب این باشد که بیاییم و نتیجه گرایی را کنار بگذاریم و به جای کارکردن بر راههای به گل رسیدن زودرس به فکر به بلوغ رساندن تفکر تاکتیکی تیم خود باشیم...

یادمان باشد همیشه و همه جا فوتبال مهمتر از تیم و مجموعه خود ماست...