ناگوار بودو حتی در درجه ای که برایم تعریف شد غیرقابل باور...

اصلاًبه ذهنم هم خطور نمی کرد با این دبدبه و کبکبه که در هیئت جدید می شنیدیم(ونمیدیدیم!!!)دوباره اتفاق بیافتد که به این سادگی حرمت یک داور آن هم در زمین بازی و جلوی چشم شاید صد تماشاگر و بزرگان هیئت لگد مال شود و مسببان اصلی آن اتفاق شوم  ذره ای هم آزرده خاطر نشوند.

من بارها در مقالات این وب از آثار و پیامدهای ظهور جوان در عرصه فوتبال دلیجان صحبت کرده بودم.

محاسن کاررا گفتم.معایب را گفتم.نتایج را هم نیز گفتم.وبه قول دانشمند عزیز:خندیدم و گفتم گریه گردم و گفتم.دادزدم و گفتم که ایها الناس:به هوش باشید و که فوتبال در حال پوست اندازیست حواستان باشد در فوتبال الآن ما بازیکن بالای ۲۸سال کمتر از تعداد انگشتان دودست داریم.

همه و همه جوانند.بیاییم همه دست به دست دهیم.از مربی داور برگزارکننده و....چراکه جوان و کار برای جوان برنامه ریزی می خواهد...

من گفتم اویی که نخواند وندید شما بودید...

در مقاله رنج نامه فوتبال دلیجان هشدار دادم که سمت و سوی مربیگری و جوانگرایی کاذب در فوتبال تا بدانجاست که حرمت داور و بازیکن زیر پا گذاشته شده...

در مقاله چه کسی هست که دریابد تأکید کرده بودم که جوان امروز فوتبال ما دارد می رود به سمت آنجا که باسابقه ی دو یاسه سال بازی کردن در یک تیم خود را محق فوتبال بزرگ میداند و اگر چیزی برخلاف میلش بود حاضرست از هر راهی با آن مقابله کند.

من گفتم چون گردوغبار را می دیدم.چه بکنم وقتی دیگران نمی بینند(یا خودشان را به ندیدن می زنند؟)

هنوز هم می گویم سخت است تحمل اینکه جوانی با بیست سال سن رودرروی داور باشخصیتمان بایستد و هر چه از لسانش بیرون می آید نثار داور ما کند.

فرض حتی اگر براین باشد که داور ما مقصر باشد در امر قضاوت اما این کار از جوانان ناشایست و غیر قابل توجیه است.

این تازه اول ماجراست و اگر اوضاع به همین منوال پیش برود منتظر باشید جوان دوازده یا سیزده ساله به داور یا مربی خودش برگردد...

این ره که می روی ای دوست:به ترکستان است...

خداوند متعال در این ساعات باقیمانده از ماه عزیز رمضان مارا از تلألو خورشید فروزان این ماه محروم نگرداند.

والسلام